مجاهد فرهنگی بدون مرز، سید محمدعلی رحیمی

نقطه اوج زندگی (نگاهی به کتاب رسول مولتان)

پایان زندگینامه داستانی شهید رحیمی، نقطه اوج زندگی اوست. هم در معنا و هم از نظر داستانی و فنی. در رسول مولتان، فصل شهادت با شرح فاجعه ترور و حمله سپاه صحابه به رایزنی فرهنگی ایران،‌ در مولتان از نقاط قوت و بسیار تاثیرگذار داستان است. (یادداشتی از: علی‌اکبر والایی)

خبرگزاری فارس، گروه ادبیات انقلاب اسلامی: رسول مولتان، روایت زندگی شهید سید محمد علی رحیمی، رایزن فرهنگی ایران در کشور هند و شهر مولتان پاکستان است. در این کتاب، تمام داستان زندگی شهید، از زاویه دید همسر شهید روایت شده است.

توجه ویژه نویسنده در توصیف‌های جزئی از محیط خانه و کارهای خانه، رتق و فتق کارهای فرزندان، رسیدگی به درس و تربیت ایشان در شرایط دشوار غربت دهه شصت و نیمه اول هفتاد، شرح دقیق حالات روحی و تاثیر و تأثرها در رفتارهای راوی در محیط زندگی جدید غربت، رسول مولتان را در ذهن و باور مخاطب باور پذیر و خواستنی ساخته است.

نکته بعدی،‌ ادبیات زنانه و وجود حس زنانگی در داستان، اثر را از شمار آثار مشابه‌ زندگینامه‌های داستانی رایج متمایز ساخته است.

عدم خود سانسوری راوی در روایت صادقانه وقایع زندگی و از سویی پرهیز از اغراق در پرداخت شخصیت شهید،‌ و روایتی ملموس، واقعی از چهره و زندگی شهید، از دیگر امتیازات رسول مولتان محسوب می‌گردد که داستان را هر چه بیشتر باور پذیر و خواندنی نموده است و اینها از جمله نقاط قوت رسول مولتان به شمار می‌آید.

داستان زندگی شهید، به صورت خطی و از زاویه اول شخص من راوی روایت می‌شود، اما در کتاب، روایت ممتد و طولانی راوی از وقایع زندگی، به نوعی به پرگویی ملال‌آور می‌انجامد. از این جهت نویسنده از تمهیدات عناصر داستانی، مانند صحنه، نیم صحنه، گفتگوها، فضاسازی، تعلیق غافل مانده است و فواید به شدت تاثیر گذار آن در نگارش اثر را مورد نظر قرار نداده است.  البته شاید باید چنین گفت که چنین رخدادی، در عرصه زندگینامه نویسی داستانی، اتفاق تازه‌ای نیست.  تا به اکنون، بیشترین ضعف نویسندگان جوان، در نگارش زندگینامه‌های داستانی به همین منوال بوده است. بدین جهت، رسول مولتان بیشتر اثری روایی است، نه داستانی.

اما از ویژگی‌های خاص اثر، محتوای واقع‌بینانه و گاه تلخ آن است که کتاب را  با آثار مشابه دیگر متمایز ساخته است، از آن جمله به موارد ذیل می‌شود اشاره کرد:

بیان مظلومیت شهید در غربت و شرح تنهایی اش در برابر سیل مشکلات، دیده نشدن زحمات و تلاشهای صادقانه‌اش توسط مسئولین بالادست در تهران، و از سویی ایجاد سوء‌ظن در ماهیت عملکرد کاری شهید در مسئولیت رایزنی فرهنگی، عدم حمایت از ایشان در برنامه‌های فرهنگی، ایجاد فشار روحی به شهید، عدم توجه به تأمین امنیت جانی و روحی برای شهید و اعضای خانواده‌اش، از نکات قابل تامل داستان است.

از این جهت باید چنین گفت که تفاوت شهید رحیمی با شهدای دفاع مقدس، در وجود و عدم آتش تهیه و پشتیبان است. این وجه افتراق شهید رحیمی با شهدای دفاع مقدس در جبهه‌های جنگ است. در جبهه‌ها، شهدا برای پیشروی از سوی فرماندهی جنگ، آتش تهیه و پشتیبان داشته‌اند؛ اما آنطور که در کتاب آمده، شهید رحیمی، در نهایت مظلومیت، از این نظر هیچ آتش پشتیبانی نداشته است.

در نگارش یک اثر داستانی، توجه نویسنده به برخی نکات به ظاهر بی‌اهمیت، داستان را از سطح به لایه‌های زیرین برده و ضمن آنکه ساختار داستانی اثر را تقویت می‌کند،  به اثر ژرفا و عمق می‌بخشد. در فصل شهادت کتاب، موضوع ناهار کوفته که شهید در روز آخر حیات خود، طبخ آنرا از همسرش تقاضا می‌کند؛ از چند زاویه قابل اعتناست و می‌شد که نکاتی از این دست، توسط نویسنده و مصاحبه‌گر زندگینامه، مورد توجه ویژه واقع شود. در پرداخت به این موضوع، با بیان احساسات متضاد و تبیین برداشت‌های‌ ذهنی راوی از این درخواست خاص، نویسنده می‌توانست از این رهگذر، با توصیف وضعیت حاد، درک تازه‌ای از شرایط روحی شهید به مخاطب ارائه داده و بدینسان این موضوع در شرح روز شهادت به گونه‌ای دیگر تقویت می‌شد.

مشهور است در جبهه‌های جنگ،‌ در شب‌های عملیات، غذای شب رزمندگان اسلام را مرغ طبخ می‌کردند و گاه تکرار توزیع این نوع غذا میان رزمندگان، در شب‌های غیر از عملیات؛ به گونه‌ای بود که موجبات شوخی و لطیفه‌گویی بسیجی‌های رزمنده را در پی داشت. با توجه به این نکته، از آنجایی که طبخ غذای کوفته در ردیف طبخ غذاهای پرزحمت و وقت‌گیر به شمار می‌رود، درخواست طبخ چنین غذایی در روز شهادت، توسط شهید می‌تواند واجد پیام‌هایی باشد. زیرا چنان که در کتاب شرحش می‌رود، شهید رحیمی آن روز در شرایط خاص روحی بوده و آرام و قرار نداشته است. نگرانی از تهدیدهای سپاه صحابه برای ترور او و اعضای خانواده، دلش را آشوب کرده بود. از این جهت مناسب است که به موضوع سفارش پخت غذای خاص برای ناهار، از منظر مشابهت‌های نظیر شب‌های عملیات در جبهه‌ها، به آن نگریست. و یا آنکه پنداشت که شهید تعمد داشته همسرش با سرگرم شدن به طبخ این نوع غذای خاص و زمانبر، به گونه‌ای‌ از شرایط دشوار انتظار، نگرانی و دلشوره روحی دور نگه داشته شود.

فصل شهادت کتاب رسول مولتان، مملو از این ریزه‌کاری‌هاست و جای کار بیشتری در اختیار نویسنده قرار داده است که البته توسط نویسنده مورد توجه و استفاده قرار گرفته نشده است. این فصل از کتاب، با توجه به عظمت و عمق حادثه، ظرفیت پرداخت داستانی بیشتری داشته است و از این نظر مناسب بود که نویسنده کتاب، ضمن ایجاد تعلیق ذهنی فضای روز شهادت، به گونه‌ای فنی به مواردی اینچنینی می‌پرداخت و در نتیجه به ساختار  داستانی اثر قوت می‌بخشید.

پایان زندگینامه داستانی شهید، نقطه اوج زندگی اوست. هم در معنا و هم از نقطه نظر داستانی و فنی. در رسول مولتان، فصل شهادت با شرح فاجعه ترور و صحنه‌های سرخ حمله تروریستی سپاه صحابه به ساختمان رایزنی فرهنگی ایران،‌ در مولتان پاکستان؛ از شمار نقاط قوت و بسیار تاثیر گذار داستان است. در روایت داستانی زندگی شهید، قطعاً نقطه اوج داستان، چگونگی، شرح توصیفی و روایت صحنه‌ای لحظه شهادت است. از این جهت ادامه روایت داستان پس از توصیف شهادت به چند صفحه و حتی کمتر به چند پاراگراف کوتاه می‌بایست محدود بشود. رسول مولتان، این قاعده را زیر پا گذاشته و داستان پس از روایت لحظات شهادت،‌ با اضافه شدن یک فصل دیگر (فصل هفتم) با عنوان «تحمل روزهای پس از شهادت علی»  در مجموع بیش از ۳۰ صفحه ادامه می‌یابد که البته این غیر فنی بوده و به داستان تحمیل شده است. نویسنده یا باید با تمهیداتی محتوای فصل بعد از شهادت را در میان متن اثر روایت می‌کرد و یا آنکه به طور کامل، قید آن بخش را می‌زده است.

رسول مولتان گذشته از برخی ملاحظات فنی، در مجموع،‌ ضمن‌ آنکه واجد ویژگی‌هایی خاص بوده، اثری روان، خواندنی و در خور اعتناست.

رسول مولتان را زینب عرفانیان نوشته و سوره مهر چاپ اول کتاب را در سال ۱۳۹۴ در ۱۸۳ صفحه روانه بازار نشر کرده است.

یادداشت از: علی‌اکبر والایی

همچنین بخوانید...

ارسال یک نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.