الف) مذهب وهّابىگرى
«محمد بن عبدالوهّاب نجدى تميمى» در سال 1115 هـ./ 1703 م. در عُيينه (يكى از مناطق نجد در جزيره العرب) به دنيا آمد. او مدتها زير نظر پدر، برادر و استادان خود، علوم حديث، تفسير قرآن و تاريخ را فرا گرفت تا اين كه پدرش در سال 1153 هـ. از دنيا رفت. او مسافرتهاى متعددى انجام داد و سرانجام در سال 1160 هـ. رهسپار درعيه شد و با محمدبن سعود (حاكم منطقه) آشنا و آراء و پندارهاى خود مبنى بر دعوت به توحيد خالص و سلفى گرى را مطرح و او را مجذوب خود كرد و پيمان محكمى با هم امضا نمودند.
براساس اين پيمان تقسيم كارى صورت گرفت؛ يعنى سمت سازمان دهى و رهبرى نيروها (جيش و سپاه) و نصب والى و حاكم براى مناطق، به عهده محمد بن سعود و سِمَت فتوا دادن، قضاوت و نصب قاضى براى مناطق و اجراى حدود، تعزيرات و جمع و نظارت بر توزيع بيت المال بر عهده محمدبن عبدالوهّاب گذاشته شد. (1)
در سايه اين پيمان و اتحاد بين محمدبن عبدالوهّاب به عنوان «امام الدين» (العقيده) و محمدبن سعود به عنوان «امام السيف» (الجيش)، با هدف گسترش توحيد و مبارزه با بدعتها، حمله به مردم روستاها و شهرها آغاز شد و قريب شصت سال اين وحدت و همكارى ادامه پيدا كرد.
در طول اين مدت، محمدبن عبدالوهّاب با تمسّك به ظواهر بعضى از آيات و احاديث، تمامى مخالفان خود را كافر و مشرك خطاب مى كرد و فتواى قتل آنان و مصادره اموالشان را صادر مىنمود. او پس از تأليف كتاب هاى متعدد و تربيت شاگردان و طرف داران زيادى در سال 1206 هـ. درگذشت و در درعيه به خاك سپرده شد. اينك به طور خلاصه، به بخشى از آراء و پندارهاى محمدبن عبدالوهّاب اشاره مىشود:
توحيد: معناى «لااله الاالله» برائت جستن از هر معبودى غير از الله و اخلاص كامل به خداى يگانه است و هركسى كه به غير خداوند متوسّل شود، مشرك مىباشد؛ چون از غير خدا (مخلوقان) طلب كمك و يارى كرده است.
شفاعت: درخواست شفاعت از پيامبر و اولياى الهى جائز نيست و بدعت است.
قبور: ساختن بناها روى قبور و نذر و نياز و مانند آن شرك و بدعت است.
اعلان جنگ و جهاد: هر كسى كه دعوت به توحيد خالص را نپذيرد و با آن مخالفت كند، مال او حلال و خونش هدر است و جنگ هاى حكّام آل سعود و وهّابيان در حمله به مكّه، مدينه، عراق، يمن و سوريه بر اين اساس بوده است. البته علما و دانشمندان شيعه پاسخهاى مناسبى به ادعاهاى وهّابيان دادهاند. (2)
درباره ساير آراء و پندارهاى محمدبن عبدالوهّاب مانند مخالفت با اختراعات و اكتشافات جديد، مسأله دخانيات و مانند آن بحثهاى زيادى مطرح میباشدكه از آنها صرفنظر مىشود. (3)
ب. آثار و عملكردهاى فرهنگى، علمى وهّابيان
پس از آغاز و استمرار دعوت وهّابيان و استقرار حاكميت آل سعود، بيشتر سرزمينهاى مردم مسلمان جزيره العرب مانند شهرهاى مكّه، مدينه، طائف، دمام، نجران، بريده، الكبار، هفوف، جدّه، تبوك، رياض (نجد) قطيف، الأحساء و مناطق ديگر به تصرف و اشغال حاكمان سعودى در آمد و با اجبار، آيين وهّابيان رسميت يافت، ولى تعدادى از مسلمانان مناطق شرقى مانند قطيف، احساء عسير و نجران، كه قبلا شيعه اثنا عشرى بودند، تسليم نشدند و هنوز هم مراسم دينى و مذهبى را طبق اعتقاد خود عمل مىكنند.
وهّابيان نسبت به آيينها و شعاير مذهبى سخت گيرى زيادى مىكنند و با تعمير و ساختن قبور پيامبران، زيارت قبور اموات، توسّل به اولياى الهى، نذر براى مردگان، طلب شفاعت و بزرگداشت آنها، به طور جدّى، برخورد مىكنند!
تمامى كتب، مجلات و سخنان خطبا در مساجد، به ويژه مسجدالحرام و مسجدالنبى، كه چاپ، منتشر و ايراد مىشود، درباره مباحث توحيد و شرك، بدعت و نهى مردم در استفاده از دعا و توسّل و شفاعت مىباشد.
[divider]
1- حافظ وهبه، جزيره العرب فى القرن العشرين، ص 307/ شوقى ضيف، تاريخ الأدب العربى، ص 183؛ اتحاد ابن سعود و ابن عبدالوهّاب به تصوير مسترهمفر ساخته و پرداخته پيشنهادى يا دستورى استعمار بريتانياى كبير بوده است، گرچه انتساب يادداشتها، چندان دقيق نباشد، اما بنابر قراين تاريخى و سياسى تصويرى بجا و متين است.
2- حافظ وهبه، جزيره العرب فى القرن العشرين، ص 310/ سيد محسن امين عاملى، كشف الارتياب فى اتباع محمدبن عبدالوهاب، ص 10.
3- لازم به ذكر است كه وهابيان و آل سعود در دورههاى اخير، نه تنها با اختراعات و اكتشافات بشرى مخالفت نكردند، بلكه بيشترين سعى و تلاش خود را در راه استفاده و به كارگيرى از آنها در سايه ثروت انبوه نفت به كار بردهاند.















